بیستوشش هزار بلوک شهری برای چاه بررسی شد
طرح گرمایش سراسری برلین ارزیابی بلوکبهبلوک زمینگرمایی کمعمق را برای حدود ۲۶ هزار بلوک با عمق چاه ۱۰۰ تا ۴۰۰ متر در بر دارد، با هزینه گرمای شاخص ۰.۲۶ تا ۰.۳۵ یورو بر کیلوواتساعت.

برلین طرح گرمایش سراسری شهر را در خرداد ۱۴۰۵ تصویب کرد که ارزیابی بلوکبهبلوک زمینگرمایی کمعمق را در بر میگیرد، ارائهشده از سوی رودیگر گریم مدیرعامل شرکت مهندسی و مشاوره زمینگرمایی geoENERGIE Konzept. این تحلیل حدود ۲۶ هزار بلوک شهری را پوشش میدهد، مبدلهای حرارتی چاهی را در عمقهایی از حدود ۱۰۰ متر به سمت ۲۰۰، ۳۰۰ و در برخی موارد ۴۰۰ متر در نظر میگیرد، و داده زمینشناسی و آبزمینشناسی را با ساختمانها، فضای باز در دسترس، تقاضای گرما و زیرساخت انرژی موجود ترکیب میکند. هزینههای یکنواختشده شاخص گرما حوالی ۰.۳۵ یورو بر کیلوواتساعت خوشه میزنند و در موارد مساعد تا حدود ۰.۲۶ پایین میآیند. آلمان از شهرهای با بیش از ۱۰۰ هزار نفر جمعیت میخواهد طرح گرمایش شهری تهیه کنند، و شهرداریهای کوچکتر تا ۲۰۲۸ در پی میآیند. گریم قید را به جای فنی اقتصادی چارچوببندی کرد و گفت حتی جایی که کاری شدنی است، از آن برنمیآید که اقتصادی باشد.
روششناسی بخش قابل انتقال است، و نمونه خوبی از ارزیابی در تفکیکپذیری درست. مطالعه گرمای در مقیاس شهر را میشد به شکل میانگین اجرا کرد و عددی تولید کرد که درباره برلین درست و برای هر خیابان معینی بیفایده باشد. انجامش به ازای هر بلوک — جایی که زمینشناسی، فضای حفاری در دسترس، انبوه ساختمان و شبکه گرمای موجود همه فرق میکنند — نقشهای تولید میکند که تصمیم برنامهریزی واقعا میتواند به کارش ببرد، چون پرسش «آیا این بلوک باید زمینگرمایی شود» دو خیابان آنطرفتر پاسخ دیگری دارد. گنجاندن فضای باز در دسترس در کنار زمینشناسی همان چیزی است که این را واقعبینانه میکند: زمینگرمایی کمعمق مکررا نه با آنچه زیر زمین است بلکه با این محدود میشود که آیا جایی برای گذاشتن دکل حفاری و میدان چاه در بلوکی شهری و متراکم هست.
بازه هزینه بخش صادقانه ارائه است. گرمای یکنواختشده با ۰.۲۶ تا ۰.۳۵ یورو بر کیلوواتساعت در برابر بدیلها آشکارا ارزان نیست، و اعلام آن به شکل بازه با بیان صریح قید، سودمندتر از یک عدد مساعد یگانه است. چارچوببندی گریم — که شدنی بودن فنی معنای اقتصادی بودن نمیدهد — جملهای است که ارزش دارد به هر ارزیابی انرژی برده شود، و دلیل آن است که این مطالعات ارزش دارند پیش از تعهدها انجام شوند نه پس از آن.
برای سایتهای صنعتی ربط حتی بیرون از آلمان مستقیم است. گرمای فرایندی و گرمای ساختمان در محوطههای صنعتی با همان پرسش روبهرویند، و همان تحلیل در مقیاس تکسایت کاربرد دارد: زمینشناسی زیر سایت چیست، فضایی برای میدان چاه هست، نیمرخ واقعی تقاضای گرما در طول سال چیست، و تامین موجود چقدر هزینه دارد. متغیر حیاتی، که این نوع ارزیابی میگیردش و قاعده سرانگشتی نمیگیرد، توازن میان بار گرمایش و سرمایش است — سایتی که هم گرم میکند و هم سرد، میتواند زمین را همچون ذخیره فصلی به کار ببرد و اقتصادی بهمراتب بهتر از سایتی میگیرد که فقط گرما بیرون میکشد، و آن توازن ویژگی سایت منفرد است نه ویژگی منطقه.