وصل کردن چهارپنجم برزیل که پوشش ندارد
ساتلیوت با گروه کنستانتا توافق کرده تا NB-IoT ماهوارهای استاندارد نسخه ۱۷ را به توزیع برق برزیل بیاورد، کشوری که ۸۰ تا ۸۲ درصد خاکش بیرون از پوشش موثر سلولی است.

ساتلیوت با گروه کنستانتای برزیل — شامل لاگر، نکسوم و هارتبیآر، همراه با موسسه نوآوری کنستانتا و نپن — توافقی امضا کرده تا اتصال شبکه غیرزمینی NB-IoT مبتنی بر استاندارد را به زیرساخت حیاتی آن کشور بیاورد، با آغاز از توزیع انرژی. ساتلیوت صورتفلکی مدار پایینی را میگرداند که بر استاندارد نسخه ۱۷ سهجیپیپی برای شبکه غیرزمینی بنا شده و به دستگاههای تجاری NB-IoT اجازه میدهد بیهیچ تغییری مستقیم از فضا وصل شوند؛ ماهوارههای نسل بعدی Trito برای پرتاب در ۲۰۲۷ برنامهریزی شدهاند. مرحله نمایشی در اواخر ۲۰۲۶ آغاز میشود که شرکتها میگویند نخستین کاربرد اینترنت اشیای ماهوارهای مدار پایین در شبکه توزیع انرژی برزیل خواهد بود. گسترش برنامهریزیشده شبکههای هوشمند، روشنایی معابر، بهرهوری انرژی، بهداشت آب و کشاورزی را پوشش میدهد. میان ۸۰ تا ۸۲ درصد خاک برزیل بیرون از پوشش موثر سلولی میماند. جانلوکا ردولفی مدیر ارشد تجاری ساتلیوت و روبروال تاوارس مدیرعامل کنستانتاست.
سازگاری با استاندارد همان چیزی است که این را از نسل پیشین اینترنت اشیای ماهوارهای جدا میکند، و ارزش دارد دقیق بگوییم چرا. بهطور تاریخی، وصل کردن یک دارایی دورافتاده با ماهواره یعنی پایانهای ساختهشده برای همین کار با پروتکلی اختصاصی، قرارداد زمانهوایی اختصاصی و دستگاهی که کار دیگری نمیتوانست بکند. نسخه ۱۷ شبکه غیرزمینی دسترسی ماهوارهای را درون استاندارد سهجیپیپی میگذارد، که یعنی همان ماژول NB-IoT که به شبکه زمینی وصل میشود میتواند به ماهواره وصل شود — و، به بیان همان اعلان، آماده کردن دستگاه برای شبکه غیرزمینی مدار پایین به مسئله گواهیگیری و پیکربندی بدل میشود نه طراحی دوباره سختافزار. این اقتصاد را از پروژهای ویژه به یک قلم در فهرست تغییر میدهد.
توزیع انرژی به دلیل مهندسی مشخصی نخستین کاربرد معقول است. شبکههای توزیع دقیقا به نواحیای کشیده میشوند که پوشش سلولی در آنها تمام میشود، چون خطوط برق جمعیت را در تراکم پایین دنبال میکنند در حالی که دکلهای مخابراتی جمعیت را در تراکم بالا. کلیدهای بازبست، جداکنندهها، نشانگرهای خطا و پایشگرهای ترانسفورماتور روی فیدرهای روستایی، پرارزشترین داراییها برای ابزارگذاری و کماحتمالترینها برای داشتن پوششاند، و دقیقا همان پیامهای کوچک، کمتکرار و تحملکننده تاخیر را تولید میکنند که NB-IoT ماهوارهای خوب اداره میکند.
قیدی که ارزش دارد پیش از طراحی حولش فهمیده شود این است که این اتصال پیوسته نیست. صورتفلکی مدار پایین با تراکم کنونی به جای پوشش دائمی، گذرهای متناوب میدهد، پس دستگاه وقتی ماهوارهای بالای سر است میفرستد و در غیر این صورت صبر میکند. این برای قرائت روزانه کنتور، پرچم نشانگر خطا یا گزارش سلامت دارایی کاملا کافی است، و برای هر چیزی که فرمان و کنترل با زمان پاسخ کراندار میخواهد کاملا ناکافی. پرسش طراحی برای هر کاربردی بنابراین پوشش نیست بلکه تحمل تاخیر است: بلندترین تاخیر پذیرفتنی میان یک رویداد و گزارشش چقدر است، و آیا آن عدد از شکاف میان دو گذر جان به در میبرد؟