یازده میلیون دلار برای اسکادا و پیالسی
سازمان حفاظت محیط زیست آمریکا ۱۱.۷۵ میلیون دلار به ده سامانه آب شرب میدهد برای بهبود اسکادا، تعویض پیالسی، نوسازی کنترل پمپ، ژنراتور پشتیبان و پایش هوشمند آب.

سازمان حفاظت محیط زیست آمریکا ۱۱.۷۵ میلیون دلار کمک بلاعوض به ده سامانه آب شرب متوسط و بزرگ در چارچوب برنامه کمک بلاعوض تابآوری و پایداری زیرساخت سامانههای آب شرب میدهد. کارهای تامینمالیشده بهبود اسکادا، تعویض کنترلر منطقی برنامهپذیر، نوسازی کنترل پمپ، ژنراتور پشتیبان، تاسیسات چاه، ارتقای سد و پایش هوشمند آب را پوشش میدهند و به مخاطراتی از جمله حمله سایبری، طوفان، آتشسوزی، خشکسالی و سیل میپردازند. بلومینگتون در ایندیانا و سندیگو در کالیفرنیا از بزرگترین کمکها را با ۲.۳۷۵ میلیون دلار هر یک گرفتند — بلومینگتون برای ارتقای تاسیسات، ژنراتور پشتیبان و بهبود اسکادا، و سندیگو برای تعویض کنترلرهای منطقی برنامهپذیر. دیگر کارهای تامینمالیشده شامل نوسازی اسکادا و کنترل پمپ در لیکسیتی فلوریدا، تاسیسات چاه تازه در بیسیتی تگزاس، ارتقای سد در دنور، و پایش هوشمند آب و تعویض مخزن در اندرسون کالیفرنیاست.
اینکه سندیگو ۲.۳۷۵ میلیون دلار برای تعویض پیالسی خرج میکند سطری است که ارزش درنگ دارد، چون چیزی درباره وضع خودکارسازی بخش آب میگوید که هیچ اطلاعیه امنیتی نمیگوید. کنترلرها وقتی تعویض میشوند که دیگر پشتیبانیپذیر نباشند — وقتی قطعه یدکی یافت نمیشود، وقتی نرمافزار برنامهنویسی روی سامانه عاملی پشتیبانیشده اجرا نمیشود، وقتی فروشنده پشتیبانی را پایان داده، یا وقتی دستگاه را نمیتوان ایمن کرد چون از خود مفهوم قدیمیتر است. اینکه شرکتی که به بیش از یک میلیون نفر خدمت میدهد برای انجامش به کمک بلاعوض فدرال نیاز داشته باشد نشان میدهد تعویض از بودجه جاری شدنی نبوده، که به جای استثنا وضع معمول شرکتهای آب است.
همان ساختار تامین مالی داستان زیربنایی برای هر کسی است که به این بخش میفروشد یا با آن کار میکند. سامانههای آب معمولا ملکی شهرداریاند، تعرفهشان تنظیمشده است، و از نظر سیاسی در سرعت افزایش تعرفه محدودند، پس هزینه سرمایهای با تعویض لوله و انطباق تصفیه رقابت میکند — که هر دو به شکلی دیدنی و الزامی قانونیاند که ارتقای یک کنترلر نیست. پیامدش بخشی است با پایگاه نصبشده بزرگی از خودکارسازی که یک دهه یا بیشتر از جایی که یک تولیدکننده صنعتی تعویضش میکرد گذشته، و همزمان از آن خواسته میشود انتظارات فزاینده امنیت سایبری را برآورده کند.
فهرست کمکها همچنین توصیف منصفانهای است از اینکه تابآوری در این بخش واقعا از چه ساخته میشود، و ارزش دارد توجه کنیم چقدر بیزرقوبرق است: ژنراتور، چاه، یک سد، کنترل پمپ و اسکادا. هوش مصنوعی در آن فهرست نیست و رده تازهای از فناوری هم نه. مخاطرات نامبرده — حمله سایبری در کنار طوفان، آتشسوزی، خشکسالی و سیل — یک رده از مسئله دانسته شدهاند، که چارچوببندی درستی است: تعهد شرکت پیوستگی تامین است، و اینکه با نفوذ از دست برود یا با توفان تمایزی است که به واکنش مربوط است نه به مشتری. برای فروشندگان، دلالت عملی این است که پیشنهادها در این بخش بر اساس اینکه آیا آب را در طول یک خرابی جاری نگه میدارند داوری میشوند، و در چرخه کمک بلاعوض تامین مالی میشوند نه چرخه تدارکات.